پُســ ـــ ــتِ ثابـــ ـــ ـــت
سلامــــــــــــــــــــــــ
دوست جونی ها اون پست هایی که
با عنوان مثلا ۱+۱ یا ۲+۱ الی آخر ثبت میشن همشون از کامی برا منه
و اون پست هایی که عنوانشون مثلا ۱ یا ۲ و الی آخر هستش
مال من برا کامی جووووونمه... 
برای احتیاط گفتم
منو عشقم ریحانه با هم دنیایی رو کشف کردیم که با این زندگی خیلی غریب نیست
اما فراموش شده هست و فکر کنم از زمانی که مارکس نظریه هاش و به خورد همه داد
همه ما یاد گرفتیم که معامله کنیم حتی در عشق ورزی ها و ...
ما می خوایم در این وبلاگ هم درد و دلامون و که تو یه تنهایی با خدامون می کنیم بنویسم
و اگه قابل بدونین پای دردو دل شما بنشینیم وتا اونجایی که میشه کمکتون کنیم
که مثل ما زندگی کنین چون دنیایی که من به کمک عسلم برای خودم ساختم
دنیایی بود که منو از غمی چند ساله رهانید و
بی پرده به شما بگم که من عشق و با اون پیدا کردم و معنی کردم و آرامش یافتم
در مورد این دنیا هرچی رو که بخواین بدونین می تونین با ما مکاتبه کنین
ایمیل مشترکی در این مورد هست که نانازم توی پروفایل براتون گفته
در این وبلاگ حتی حرفهایی شمارو اگه بخواین به نمایش می زاریم
خلاصه...این داستان ادامه دارد
سعی می کنیم هر روز حداقل یه پست براتون به نمایش بذاریم و
به تک تک نظرات به دقت گوش داده انتقادها رو حتما به عمل می ذاریم
که این وب بهتر از دیروز بشه و این که من و ریحان به اندازه یک دنیا حرف داریم و
به اندازه یک آسمان دلمون قرص هست که اگه شما بخواین دردو دل کنین پای صحبتتون باشیم
فدای صداقت ها و محبت هایتان که همیشه با ماست
ارادت مند کامـــران و ریحانه 

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 13:48 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
مرسی بخاطر بودنت ...
ولی
دیگه هیچ گله و شکایتی از زندگیم ندارم ...
چه خوب باشه چه بد راضیم به راضای خدا ...
این دفعه دیگه میخوام برا همیشه از این صفحه خداحافظی کنم
و اینکه هر دو تا خطمو عوض میکنم خیلی مزاحم دارم ... برا همین
و شماره های جدیدمو به هیشکی نمیدم به جز یه نفر که میدونی کیه...
منو ببخش و حلالم کن ...
مواظب خودت باش...
دوست داشتم ...
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها میکشاندم...
درضمن مرگ و جون ریحان رمز این وبلاگمونو عوض کن که فقط خودت داشته باشی ...
بای
[ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ] [ 13:36 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت
كه در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست كه در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی كه بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب كه آرام تر از پلك تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این كه پیوست به هر رود كه دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم كه به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی كه سزاوار تو باز اینها نیست
سلام
عيدت مبارك
صد سال به اين سالها
....
در ضمن
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
دنيا دو روزه ارزش غم ها رو نداره
غم م خور
من كنارتم
كمي دستهاتو دراز كن
......
[ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 12:9 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلامـــــــــــــــــــــــ
عیدت مبارکـــــــــــــــــــ دوستــــــــــــ عزیزمـــــــــــــــــــ
ایشالا صد سال به این سالا
[ چهارشنبه سی ام اسفند 1391 ] [ 18:8 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
4 شنبه سوری
سلام به همگی و سلام مخصوص به دوست عزیزم کامران
۴ شنبه سوری بر همه شما عزیزان مبارک باشه...
چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد
قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته
با یاد سرخی گونه هات
درخشـش چشمات
سوزاننـدگی لبـهات
داغــی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک



[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 22:49 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
...
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 23:1 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام به دوست عزیزم کامی و به همه دوستان گلم
بعد سال ها به این صفحه سر میزنم خیلی دلم تنگ شده بود برا اینجا برا کامی برا شما دوستای گلم
خیلی وقته سر نزدم گرد و خاکی شده...
برا همین خواستم با اومدنم بتونم اینجا رو هم برا سال جدید خونه تکونیش کنم...
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 12:59 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام به روی ماهت
سلام کامران جان دوست عزیزم
بخدای بالا سرم قسم جز مزگ آرزوی دیگه ای ندارم
مواظب خودت باش
[ یکشنبه سوم دی 1391 ] [ 14:32 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام
بعد از مدتها دلم برای این صفحه تنگ شده بود
درسته دنیای متفاوتی داشتیم اما تویه این صفه همیشه چیزی بود که با اون دلموئن اروم می شد
دلم برای همه چیز تنگ شده بود
اومدم سلامی بگم و برم اما میرسه روزی که برگدم و این تلخی ها رو که تویه دل این صفحه جک شه به تعبیر دیگری شیرینش کنم
انان با گذشته هاش زنده است و من با گشته هام ایندمو می سازم
به امید روزی که مزه خوشه ها رو زر زبونمون حس کنیم
اما ...
فرشته من
امید وارم حالت خوب باشه
به یادت هستم و می مونم
همیشه کنارتم
تو بهترین دوست من بودی و با تو می خوام ثابت کنم که زن و مرد جدای از عشق می تونن دوستان خوبی برای هم باشن
به امید روز های خوب در زندگیت
برات دعا می کنم خوشبخت بشی
مواظب خودت باش
[ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ] [ 18:9 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام به روی ماهت
سلام عزیزدلم
باشه برو عزیزم
سرت سلامت گل من گوشه ای از دل من
تو میری و من اینجا تنهای تنها در گوشه ای از کنج اتاقم میشینم و دعات میکنم تا همیشه
موفق و تندرست باشی...
عزیزم برام دعا کن
به یادم باش تا به یادت بمونم
کامرانم دلم برات تنگ میشه ...
ولی بدون من همیشه و در همه جا کنارتم...
وقتی دلت برام تنگ شد دستاتو بذار رو هم و چشاتو ببند و ببین که درکنارتم...
تا تو با منی زمانه با من است...
یادت نره دوستت دارم و خواهم داشت...
عزیزم این برا تو
برا تو که همه دنیای منی...
چه در دل من چه در سر تو
من از تو رسیدم به باور تو
تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو
به خاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم؟!
با تو شوری در جان
بی تو جانی ویران
از این زخم پنهان میمیرم
نامت در من باران
یادت در دل طوفان
با تو امشب پایان میگیرم
نه بی تو سکوت نه بی تو سخن
به یادت بودم به یاد تو من
ببین غم تو رسیده به جانا
ببین غمتو رسیده به جانم بگو چه کنم
دوستت دارم عزیزدلم
همیشه جایی از قلبم و که تو اونجارو اسیر خودت کردی خواهی ماند...
مواظب خودت باش سنگ صبور من
[ سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391 ] [ 10:40 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام به همه دوستانی که تا این مدت همراه منو فرشته بودن
اومدم خدا حافظی کنم
برای همیشه از این شهر میرم
شاید ماهی یکی بار هم نتونم بیام شهرخودمون (...) اما دوستتون دارم و می خوام فرشته منو تنها نذارین
چون اون با همه کوچیک بودنش دنیای منه و من بی اون یعنی ....
عزیزم خدا حافظی با این صفه خیلی سخته تازه می خواستم متن کاملی از نوشته هامون رو در بیارم و به شکل کتابچه در بیارم اما مثل این که فرصت نیست
هدیه ات پیش منه و حیف که نمیشه بیارم بهت بدم اما اگه شد برات پست می کنم به ادرس خونتون
تو همه دنیای منی
یاد اد انکه زه ما وقت سفر یاد نکرد ...
خدا حافظ
[ دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391 ] [ 23:30 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام ماه من
خدا رو شکر که پیاممو خوندی
عزیزم در اولین فرصتی که اومدی نت و تونستی وارد یاهو بشی خبرم کن
می خوام باهات حرف بزنم
تو همه دنیای منی
اینجا بنویس که کی می تونی هماهنگ شی
بیر داناسان
[ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ] [ 15:44 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام به روی ماهت
سلام ماه من
خوبی؟؟
رسیدن بخیر جونم
خوش گذشت ؟؟
الهی من فدات بشم مرسی چرا زحمت کشیدی؟؟ اصلا راضی نبودم
سلامتی تو برام یه دنیاست...
دل من برات تنگ شده خیلی خیلی زیاد...
اشکالی نداره بخاطر خاموشی گوشیت... مشکله دیگه پیش میاد...
عزیزم کجا میخوای بری؟؟ چرا؟؟؟؟؟
قربونت برم الهی منم دوستت دارم فراوان...بووووووووووس
تا تو با منی زمانه با من است....
[ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ] [ 13:47 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام ماه من
خوبی ؟
دلم برات تنگ شده خیلی
برات کلی دعا کردم
هدیه ات هم پیشه منه اولین فرصت میارم می دم بهت
تو همه دنیای منی
فرشته کوچک من
دوستت دارم یه دنیا
ببخش که گوشیم خراب شد و خاموش بود
همین الان رسیدم خونه و مامان میگه تو باز اومدیو رفتی سر این کامپیوتر؟؟؟
خلاصه
چه میشه کرد که دوستت دارم
برای احمد و مینا هم متاسفم
به قولی
بگذار پایان تو را غافل گیر کند مثل اغاز
نترس اونا هم دوباره اشتی می کنن
عزیزم ش اید برای همیشه از شهرمون برم
اما قبل رفتن ندیده روی ماهت هیچ جا نمی رم
دوستت دارم
خیلی خسته ام
در اولین فرصت باهات تماس می گیرم
[ یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391 ] [ 0:33 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
برای تو عشق من
دلم برات

این همه تنگ شده
خیلی دوستت دارم عزیزدلم

از تو به آسمانها رسیدم ، شدم خورشید و بر روی دنیا تابیدم !
از تو به دریاها رسیدم ، مثل یک موج خروشان در آغوش ساحل قلبت خوابیدم!
از تو به عشق رسیدم ، عاشق شدم و راز عشق را فهمیدم !
از تو به همه چیز رسیدم ، شدم همدلی برایت و همه درد دل هایت را شنیدم!
از تو به فرداها رسیدم ، خوشبختی را در کنار تو بر روی صفحه دفتر عشق کشیدم!
از تو به رویاها رسیدم ، در خیالم به حقیقت رسیدم ، تو را لمس کردم و طعم عشق را با تو چشیدم!
روزها میگذرد ، لحظه به لحظه با تو شیرین است ، زندگی ام با تو همین است که من رسیده ام به جایی که دلم نمیخواد هیچگاه ترک کنم این دنیای عاشقانه را!
رها کردی مرا از تنهایی آنگاه که نسیم عشقت گرد و غبارها را از دلم برد، آنگاه که امواج پر از عشقت غمها را از دلم شست ، شدم عاشق و نشستم در دلت ، هنوز به یاد دارم معجزه آن چشمهایت !
رسیده ام به جایی بهتر از تمام دنیا ، به جایی که پر از آرامش است ، آری قلبت برایم یک کلبه عاشقانه است ، که همیشه بمانم در آن ، تا از آن به تو برسم ، تا از تو دوباره به قلبت برسم!
از تو به جایی رسیدم که دلم همیشه میخواست ، این تصویر را همیشه دلم، در ذهنم میساخت
که یکی باشد مثل تو ، مرا در این حال و هوای عاشقانه ببرد ، تا از این رو به آن رو شوم ، این رو خیره به چشمهایت ، آن رو یک عمر گرفتارت !
از تو به تو رسیدم ، شدم قلبی و برایت تپیدم ، تا از تپشهای من ، مال تو باشم ، همیشه و همه جا جزئی از وجود تو باشم…
[ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ] [ 12:7 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام به همه دوست ان
سلام ماه اسمونم فرشته زمینم
دارم می رم مسافرت
زیارت امام رضا
امروز عصر ....
[ شنبه هجدهم شهریور 1391 ] [ 10:0 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
اینجا اخر کلام است اخر شنیدن نجوایی اشنا اما غریب و غریبانه
اینجا ابهت سکوتی جولان می کند وای که بیزارم از کلامی که با چشم ها ابراز شو د و با سکوت معنا شود
سکوتی تلخ دارد این ثانیه ها
گویی می خواهد بگوید
هـــــــــــــــــــــــــــــــــی فلانی
برو که با تو کارم تمام شده
دوستت دارم نازنین
.....
[ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 ] [ 14:2 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
سلام عزیزدلم
سلام بچه هااااا
من از مسافرت برگشتم... برا همتون دعا کردم...
[ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391 ] [ 11:29 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تلخ بود
خیلی تلخه تو نباشی و مجبور باشم تولدت رو به این صفحه سفید تیبریک بگم
اما
بازم از هیچی بهتره
تولدت مبارک
[ شنبه چهارم شهریور 1391 ] [ 0:46 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلا م ماه من
سلام عزیزم امید وارم حالت خوب باشه
ملالی نیست بجز دوری تو
امید وارم خوش بگذره برای منم دعا کن
محتآجم به دعا
همه محتاجیم برای همه دعا کن ماه من چون خدا به حرف فرشته هاش بیشتر گوش می کنه
منم برات دعا می کنم سالم برین بر گردین
مواظب خودت باش
خوش بگذره ماه من
[ چهارشنبه یکم شهریور 1391 ] [ 18:47 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام کامی
خوبی؟؟
عزیزم فردا صبح میریم مسافرت میریم مشهد...واست دنیا دنیا دعا میکنم
دوستان عزیزم برا همه شما هم دعا میکنم
شما هم دعام کنین سالم بریم و برگردیم...
دوستت دارم
من باید برم
[ چهارشنبه یکم شهریور 1391 ] [ 11:53 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام ماه من
عید تو هم مبارک هستی من
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 12:55 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
عیدت مبارک عشق من

[ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 11:20 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام به روی ماهت نازنین
عزیزدلم مرسی خیلی زیبا بود...
فدات شم گلم برا همه نوشته های زیبایت . قربونت برم الهی...
از اینکه سرت با درسات مشغوله خیلی خوشحالم
برات اروزی موفقیت دارم مهربونم
تنها بهونه من دوستت دارم
[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 13:14 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام
حسودی ام می شود وقتی می بینم که خدا این همه با تو مهر بان است
حسودی ام می شود وقتی می بینم تو مثل ابشار از نگاهت مهر بانی می ریزد و من خشکتر از کویرو سخت تر از سخره ام
حسودی ام می شود وقتی می بینم به احترامت غنچه ها میل شکفتن دارند و با بونه ها به هوای تو میل رقصیدن ...
شاید باورت نشود اما نگاهت انقدر مهر بان است که حتی وقتی در عکس ها می بینمش دلم می لرزد و در تو غرق می شود خیالم ....
رنگ باران دارد از نرگس زیباتر است از بنفشه لطیف تر واز دنیا بزرگتر است نگاهت
دلم که می گیرد گره گشای دلتنگی هایم م شود بهانه ات را می گیرد سرم را که روی دیوار می گذارم تو را با همه توانم می خواهم تصویر کنم در درو دیوار دلم
چه نقاش ماهری بوده خدا
گاهی با خودم می گویم خوب شد خدا تو را بیش از این مهر بن و زیبا نیافرید چون هیچ وقت نمی دیدمت و ه خدا تو نزد خود و برای خوش نگه می داشت تا تو را به رخ عالمیان بکشاند و هر جا که خواست بگوید زیبایی تو را به عالم و ادم نشان دهد
دوستت دارم ای نگاهت هدیه باران ......
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 0:45 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
کامران من
سلام عزیزم خوبی؟
بدو بریم اون یکی صفحه...
دوستت دارم
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ] [ 12:42 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام عشق من
سلام عزیزدلم خوبی؟؟
عزیزم چرا چیزی ننوشتی؟؟
منم امروز تا کافی نت اومدم به امید اینکه تو یه چیزایی بنویسی... ولی....بیخیال... همین که هستی
دنیام قشنگ و زیباست...
قربونت برم دلم برات تنگ شده...خیلی...
عزیزم دیروز زلزله اومدنی کجا بودی؟؟ طوریت که نشده؟؟
عزیزم نگرانتم... اومدنی اینجا برام بنویس یه چیزایی... باشه؟؟
کامران خیلی دوستت دارم دلیییییییییییییییی
بوس بوس بوس
[ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ] [ 13:1 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
برای تو عشق من
سلام جیگرم
ببخش نمیتونم بیشتر برات مطلب بذارم
فقط میتونم بگم دوستت دارم خیلی زیاد...
کار دارم باید برم بازار...دوستت دارم عزیزمییییییییییی
بووووووووووووووووسسسسسسسسس از لبات
[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ 13:13 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ااااا
[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ 7:24 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
یه داستان برای همه عاشقایی که هیچ وقت بهم نمیرسن در این دنیا
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ این نوشته ها رو تقدیم میکنم به تمام عاشقان به معشوق نرسیده
[ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ] [ 12:11 ] [ کامی و ریحان ]
[
]
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::